كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )

427

القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )

لَيْسَ عَلَى الضُّعَفاءِ نيست بر ناتوانان و عاجزان وَ لا عَلَى الْمَرْضى و نه بر بيماران و معلولان وَ لا عَلَى الَّذِينَ لا يَجِدُونَ و نه بر آنان كه نمىيابند ما يُنْفِقُونَ چيزى را كه نفقه كنند بر خود و اسباب راه سازند چون قوم جهينه بنو عذره و مزينه يعنى برين سه طائفه نيست حَرَجٌ گناهى اگر بازايستند از غزوه إِذا نَصَحُوا چون نيك‌خواهى نمايند و فرمان برند لِلَّهِ وَ رَسُولِهِ مر خداى و رسول او را و نصح اصلاح فعلست با اخلاص نيت ما عَلَى الْمُحْسِنِينَ نيست بر نيكوكاران كه ناصح‌اند مِنْ سَبِيلٍ هيچ عتابى و ملامتى وَ اللَّهُ غَفُورٌ و خداى آمرزنده است آنان را كه بعذر از غزوه بازماندند رَحِيمٌ مهربان است كه معذوران را رخصت قعود دهد وَ لا عَلَى الَّذِينَ و هيچ معاتبتى نيست بر آنها كه از درماندگى إِذا ما أَتَوْكَ چون بيامدند بسوى تو و درخواست كردند . لِتَحْمِلَهُمْ تا ايشان را مركبى دهى و با خود بحرب برى قُلْتَ گفتى تو كه درين وقت لا أَجِدُ نمىيابم ما أَحْمِلُكُمْ عَلَيْهِ چيزى كه شما را سوار كنم بر آن تَوَلَّوْا وَ أَعْيُنُهُمْ برگشتند از پيش تو و چشمهاى ايشان تَفِيضُ مِنَ الدَّمْعِ روان مىشد از اشك يعنى اشك حسرت از ديده‌هاى ايشان مىريخت حَزَناً از روى اندوه أَلَّا يَجِدُوا به جهت آنكه نمىيافتند ما يُنْفِقُونَ آنچه نفقه كنند در ان سفر و اين قوم را بكائين گويند و ايشان هفت تن بودند كه بدرگاه نبوت‌پناه ص آمده گفتند يا رسول اللّه ما را داعيه جهاد است و پياده مانده‌ايم مركبان عنايت فرماى تا بران سوار شده به غزوه آئيم حضرت رسالت‌پناه ص فرمود كه آنچه مىجوئيد نمىيابم ايشان گريه‌كنان از پيش سيد انس و جان بيرون آمدند و ابن عمر و عباس و عثمان رض ايشان را زاد و توشه و مركب داده همراه بردند پس حق تعالى مىفرمايد كه بدين نوع مردم اگر تخلف كنند حرجى و عتابى نيست إِنَّمَا السَّبِيلُ جز اين نيست كه معاتبت و ملامت عَلَى الَّذِينَ بر آنان است كه ايشان يَسْتَأْذِنُونَكَ از تو دستورى مىجويند در بازايستادن وَ هُمْ أَغْنِياءُ و حال آنكه ايشان توانگرانند و زاد و مركب ايشان آماده است رَضُوا بِأَنْ يَكُونُوا راضى شدند به‌آنكه باشند مَعَ الْخَوالِفِ با زنان و كودكان وَ طَبَعَ اللَّهُ و مهر نهاده است خداى عَلى قُلُوبِهِمْ بر دلهاى ايشان فَهُمْ لا يَعْلَمُونَ پس ايشان نمىدانند خاتمه عاقبت خود را و عقوبتى كه بدين نافرمانى مترتب است .